نشست بحران در سینمای ایران / علی معلم: باید مشخص کنیم؛ تحلیل‌مان از سینما، مارکسیستی است یا دینی!
۱۳۹۱/۰۹/۳۰ | Sent in: گزارش‌ها

نشست بحران در سینمای ایران / علی معلم: باید مشخص کنیم؛ تحلیل‌مان از سینما، مارکسیستی است یا دینی!

كافه سینما-نشست بررسی بحران در سینمای امروز ایران روز 27 آذر با حضور علی معلم، ناصر هاشم زاده، همایون اسعدیان و صادق كوشكی برگزار شد. نشستی كه هر یك از حضار دیدگاهشان را نسیت به بحران امروز سینمای ایران اریه دادند. گزارش كافه سینما از صحبت های مطرح شده در این جلسه را در ادامه بخوانید.

bohran

علی معلم: مخالفت ها با سینما شكل های پیچیده تری به خود گرفته

اولین مسئله درباره سینما كه همچنان حل نشده باقی مانده، مسئله مشروعیت سینماست كه هنوز هم راجع بهش بحث می شود. كه آیا سینما می خواهیم یا نمی خواهیم؟ آیا سینما هنر و رسانه محترم یا قابل قبولی است یا كلا نباشد بهتر است؟ در حال حاضر پشت صحنه برخی صحبت هایی كه درباره سینما می خوانم، اصیل ترین حرف همانی است كه اول بود. یعنی مخالفت متحجرانه با اصل سینما. این دیدگاه در جامعه ما بسیار محدود است اما وجود دارد و دایم به شكل های مختلف خودش را بروز می دهد. با وجود اینكه تقریبا تمام مسئولین و صاحبان دستگاه های فكری با سینما موافقند اما همچنان نیروی مرموزی علاقه مند است كه سینما نداشته باشیم. به نظر می آید كه سینما یك فرزند ناخواسته است. می شود درباره ضعف و قوت های سینما بحث كرد اما اینكه در آستانه دهه دوم هزاره سوم بگوییم سینما می خواهیم یا نمی خواهیم، كمی خنده دار ، مضحك و به شدت عقب افتاده است. هر چند در جمهوری اسلامی كسی نمی توانسته با رای رهبر انقلاب درباره مشروعیت سینما مخالفتی بكند و مخالفت ها شكل های پیچیده تری پیدا كرده و همچنان ادامه دارد.
ما بحران های مختلفی در سینما داریم. اولین بحران، بحران تفكر است كه مربوط به جامعه فرهنگی و سینماگران است. سینماگران ما به دلیل عدم مطالعه دقیق و وابسته نبودن به فرهنگ خودی و بهره نگرفتن از گذشته سرزمین خود دچار ضعف موضوع هستند و این باعث بحران تفكر است كه همین بحران تفكر باعث بحران صنف شده.
بحث دیگر بحران اقتصادی است. در حال حاضر در پی  بروز یك حجم عظیم مالی كه یكهو وارد جامعه شده و نتیجه اش ماشین های مازارتی و پورشه ایی است كه می بیند و بحران اقتصادیی كه در نتیجه مسایل اقتصادی و سیاسی به وجود آمده، بحران اقتصادی در سینما به طور طبیعی ایجاد شده. بحرانی كه گرفتارمان كرده  و بخش خصوصی با این وضعیت توانایی ادامه حیات نخواهد داشت.
بحران دیگر بحران ساختار مدیریت سینما و خود مدیریت سینماست. چون ساز و كار مدیریت سینما و فرهنگمان هنوز تعریف نشده است و یك مویز چهل قلندر دارد. همین الآن ببینید چند قلندر در سینمای ایران وجود دارد كه باید به آنها جواب بدهید. از شهرداری كه  منبعی است برای اداره شهر و خودش رادر حوزه سینما متولی می داند تا حوزه هنری و صدا و سیما و معاونت سینمایی و اغلب  حوزه های فكری كه برای خودشان شانی قایل هستند و این در مدیریت بحران ایجاد می كند. این مدیریت نمی تواند ساختار منسجمی را برای عبور از این بحران ها طراحی كند. چون مواضع به لحاظ سیاسی در دست قدرت های مختلف افتاده و هم پیمانی بین دستگاه ها وجود ندارد. هر دستگاهی برای خودش سلیقه و عقیده سیاسی ای دارد و این سلیقه و عقیده سیاسی را از طریق اعمال قدرت می خواهد به كرسی بنشاند. حوزه هنری از طریق مال های انباشته شده از زمان قبل كه در اختیار بنیاد مستضعفان بوده دارد اعمال قدرت می كند و به این اعمال قدرت شكل مشروعیت مذهبی می دهد و جاهای دیگر هم به همین شكل. حتی در خود ساختار دولت شاهد ناهماهنگی هستیم و این خودش از بحران دیگری آمده به نام بحران اظهار نظر. امروز یك هنرپیشه كه در دو فیلم بازی كرده درباره كلیت سینما اظهار نظر می كند. می گوید در سینما فساد هست برای اینكه به من كار داده نشده! و جایگاههای خبری این را به عنوان یك ایده مطرح می كنند. هر كس  در هر جایگاهی امروز دارد درباره سینما نظر می دهد چه به قول آن نماینده مجلس كلا یك فیلم هم در عمرش ندیده ولی نظر می دهد و تحلیل می كند.
به گزارش کافه سینما، علی معلم ادامه داد: رهبری كه درباره سینما اظهار نظر می كند فیلم می بیند ، كتاب می خواند، مجله می خواند. این بحران اظهار نظر كار را به جایی رسانده كه هر كسی از یك خبرنگار ساده تا یك هنرپیشه و دستیار كارگردان و فیلمساز نظر می دهد و خط و رسم هم ترسیم می كند. می گوید كه اگر این پولها را به ما بدهید درست می شود. می گوید شما این پول را دادید به اصغر، باید می دادید به اكبر. ما هستیم كه وارث انقلاب و شهدا هستیم. در مقابل آن یكی ها می گویند شركت سهامی انقلاب سهم عمده اش مال ما بوده! این بحران اظهار نظر ناشی از این است كه منافع جمعی تقویت نشده. یعنی وقتی ساز و كار صنعت به مشكل می خورد و بیكاری ایجاد می شود و فقر در خانواده سینما می آید هر كدام از سینماگران به روش و منشی اظهار نظر می كنند و در این یكی دو ساله ببینید چقدر این اظهار نظرها تمام بنیان های بحث ها اجتماعی ما را تغییر داده. یكی گفته سینماگرها فاسدند آن یكی گفته ما فاسد نیستیم. یكی گفته فلانی 8 میلیارد گرفته یك عده گفتند  8 میلیارد را تقسیم می كردید به ما هم می رسید! اینها را باید مدیریت كرد. ساختارهای سالم و عادلانه باید در سینما به وجود بیاید. بحث تقسیم اقتصادی باید عادلانه صورت بگیرد. كمك های دولت باید سیستماتیك باشد و از منابع رانت خوارانه استفاده نشود كه تا حالا همیشه شده. اگر دوستان خواستند من به صراحت می گویم. امروز روز صراحت است. برگردیم درباره هر كدام از این دوره ها صحبت كنیم.
ما به این نتیجه نرسیدیم كه هر بحثی متخصصان خودشان را دارد. باید بحث شود و باید حوزه هایی كه وظیفه شان بوده در زمینه هایی بحث و نتیجه گیری می كردند. نه اینكه یكهو امروز بگویند سینما اینجور شده. قبلا كجا بودید؟ چطور شد امروز یاد این چیزها افتادید؟ می خواهید مصداق های ده سال پیش همین مباحث را بگویم؟ بلند شدید علیه مجموعه ای كه فی نفسه دارد از بین می رود.
این بحران ها از یك بحران تعریف هم می آید. آیا تعریف نظام سینمایی ما تعریف ماركسیستی است یا دینی؟ اگر ماركسیستی است كه باید نظام سینمایی مان را بر اساس تعریف ماركسیستی و لنینیستی بچینیم. همان چیزی كه در روسیه سابق بود و ثمره اش را در برخی كشورها دیدیم. یعنی تاویل شان از هنرمند این است كه هر چه ما می گوییم خوب است. شما بیایید پیش ما، ما بگوییم چی بسازید و اگر خوشمان نیامد بگذاریمش در قفسه مان. این می شود تعریف ماركسیستی. اگر اهل هنر را صاحب نظر و فكر می دانیم كه یا ایمانی را می خواهد به وجود بیاورد یا بحثی در جامعه ایجاد كند_ آنچنان كه فكر می كنم در دیدگاه جمهوری اسلامی اینطور هست_ روش مدیریتش این نیست. اینكه یك نفر را صدا كنیم و صله بدهیم و موقعی كه خوشمان نیاید دیگر صله ندهیم. نتیجه اش همین است كه می بینیم. یكسری دوست پیدا می كنیم و هر كسی به دوستان خودش آوانس می دهد و این روش مسئله سینما را حل نمی كند.
بحران دیگر تغییر ساختارها فرهنگی جامعه است. موقعیت امروز سینمای ایران اصلا شبیه بیست سال پیش كه داشتن ویدیو جرم محسوب می شد نیست. جهان فرق كرده و عوض شده. ساختارهای فرهنگی عوض شده. روش و منش فیلم دیدن عوض شده. تغییرات دنیا وارد سینمای ایران نشده و سینمای ما از تغییرات فرهنگی و رسانه ایی جهان عقب مانده و از رشد عقب نگه داشته شده. این تغییر ساختار بحران مخاطب و تماشگر به وجود آورده چون صنعت نمایش در ایران را به كل از بین بردیم. ما 100 سالن  سینما داریم 100 فیلم هم می سازیم. همه اینها باعث شده چیزی به اسم سینما كه برای مردم فیلم می سازد از بین برود یا به شكل ضعیفی در بیاید. ساختارها عوض شده و امروز نمی توانیم انتظارات گذشته را داشته باشیم.
امروز اگر بخواهیم یك فیلم خصوصی بدون هیچ دكوری در یك آپارتمان بسازیم، 600-700 میلیون تومان هزینه دارد. كه البته همین سینما را در دستگاههای دولتی با دادن دستمزدهای هنگفت به جایی رساندیم كه دیگر همین فیلم را هم نمی شود ساخت. این سینما سراغ چه برود؟ می تواند برود در یك آپارتمان، دو تا ماشین در خیابان دنبال كند و یك داستانی را به دست بیاورد. روشنفكر ها و شبه روشنفكرها دنبال بخش تلخش هستند و می خواهند یك نارسایی را نشان بدهد. و آنها هم كه می خواهند بخندانند فیلم می سازند به اسم” نیم كیلو باش اما مرد باش” یعنی بزن بر طبل بی عاری كه آن هم عالمی دارد. یك عده هم كه به دنبال فكر و اندیشه و نظر هستند مانده اند از كجا پولی فراهم كنند كه فیلم بسازنند. آنهایی هم كه وظیفه دارند فیلم هایی با لباس فاخر بسازند هم اصلا به این كارها كار ندارند و می خواهند فیلم قابل دفاعشان را بسازند و با هیچ چیز كار ندارند.
دیدن فیلم های برخی جوانان سینمای ایران من را نگران می كند. من 8 سال پیش در یك جشنواره دانشجویی 720 فیلم دیدم. دانشجویان آن روز احتمالا الآن مدیران كشور هستند یا وارد سینما شدند. و دیدگاه این جوانان نگران كننده بود. بسیار تلخ، به هم ریخته، فاقد هر گونه نظریه درستی كه ناشی از یك نظام آموزشی و فكری درست باشد. بسیار بی عقیده، ظاهربین و ریاكار.
بحرانها به همین دلیل به اینجا رسید. هر كسی هم این سینما دستش رسیده مهرش را زده رویش و دو سالی هم سوار ماشینش شده یا از این سینما خارج شده یا آن گوشه كنار ها هست. اگر سینما را بهش بدهند می شود خوب ندهند می شود بد. نقش را به فلانی بدهند همه چیز عالیه نقش ندهند سینما رفته سراغ چشم آبی ها.
امروز باید نگران سینمایی باشیم كه قابلیت های بزرگی دارد. با این وضعیت كه سه بار باید فیلمنامه ات را بخوانند بعد بروی و بیایی تازه همین مجوز را هم قبول ندارند. می گویند مجوز مال وزیرقبلی بود و دوران عوض شده!  چند ساله شما مدام عوض می شوید و ما هم باید عوض شویم. فكر را كه نمی شود اینطور عوض كرد.
حال بحران سیاسی هم وارد فرهنگ شده و دارد سهم كشی و وزن كشی می كند. در حالی كه حل همین بحران اقتصادی، مخاطب و تغییر ساختارهای فرهنگی برای سینمای ایران بسیار دشوار است .
صادق كوشكی: خانواده ها نسبت به سینما بی اعتماد شده اند

مرجع تعیین مشروعیت حاكم شرع است و در نظام جمهوری اسلامی حاكم شرع مشخص است. از ابتدای جمهوری اسلامی هم حضرت امام فرمودند ما با سینما مخالف نیستیم و با فحشا مخالفیم. این بحث تمام شده است و تكلیف نظام با سینما مشخص است. من یك كد از اهالی سینما و یك كد از رهبر انقلاب كه حاكم شرع فعلی است می آورم.
آقای خزاعی كه دبیر جشنواره سال پیش بود شهریور امسال مصاحبه ای با روزنامه جوان داشتند و گفتند در سالهای اخیر در سینمای ایران موج اهانت به مقدسات و ارزشهای دفاع مقدس و روحانیت به شكل مخربی در حال گسترش است. و مسئولین نسبت به این قضیه غافلند.
رهبر انقلاب هم در بجنورد درباره سبك زندگی غربی و وجود فحشا در آن صحبت كردند و گفتند غربی ها به دنبال ترویج این سبك زندگی در بین ملت ها هستند و مشخصا گفتند به كارگردان ها و سازندگان فیلم ها سفارش داده می شود كه چنین فیلم هایی را برای تروج سبك زندگی غربی بسازند و در جامعه ترویج كنند و می فرمایند مسئولین و مردم نسبت به این قضیه هوشیار باشند.
من كدهای زیادی از اهالی سینما جمع كردم از اقای داریوش ارجمند تا پرویز شیخ طادی كه همه به این روند ناسالم معترضند. آقای پرویز پرستویی می گویند 27 كار به من ارائه شده و همه كارهای نازلی بوده.  بخشی از جامعه نگران این وضعیت هستند. از رهبر انقلاب تا سینماگران هر یك به زبان خودشان از این وضعیت ابراز نگرانی می كنند. این نگرانیها خانواده ها را نسبت به سینما بی اعتماد كرده. مقصر این وضعیت هم سینماگرها نیستند. اگر كسی به یك فیلم انتقاد دارد باید آن را نقد كند و پاسخش را بشنود. هیچ كس نمی تواند به سازنده فیلمی كه از وزارت ارشاد مجوز گرفته یك كلمه اعتراض كند. اما حق اعتراض به مسئولین وزارت ارشاد را دارد. حال اگر كسی به واسطه جهالتش به كارگردانی كه با مجوز ارشاد فیلم ساخته و اكران كرده یك كلمه ناروا گفته كار خلاف اخلاق، قانون و شرع مرتكب شده. اعتراض ها به غفلت مسئولین وزارت ارشاد است كه به وظایفشان عمل نكرده اند.  از بانیان اصلی بحران فعلی سینمای ایران وزارت ارشاد و سازمان سینمایی هستند.

 

همایون اسعدیان: در شرایطی كه برای حل این بحران ها به همدلی نیاز داریم در پراكندگی مطلق هستیم

بحران سینمای ایران كلان تر از این حرف هاست و نباید در سطح مسایل اخلاقی و موضوعی پایین بیاید. وقتی درباره سینما صحبت می كنیم پس درباره اقتصاد صحبت می كنیم و در ذات هر پدیده اقتصادی بحران وجود دارد. سینما از ابتدای ورود به ایران بحران داشته تا امروز. مشكل امروز سینمای ما بحران نیست مدیریت بحران است . مشكل امروز سینمای ما عدم مدیریت و مدیریت غلط در تمام عرصه های سینماست. و به این شكل این بحران بدتر و مزمن تر می شود.
ما در كانون كارگردانان سال گذشته دو بار اعلام بحران كردیم. و گفتیم اوضاع سینما خراب و تنش زاست. بحران سینمای ایران از عید امسال و بحث حوزه هنری شروع نشده.  وقتی شما می خواهید كشوری را در برابر فشار ها مقاوم كنید تنها راهش یك وحدت ملی است . شما در سینما به جای اینكه از ابتدای مدیریتتان مبنا را بر وحدت اهالی سینما بگذارید و بگویید من برای این دیدگاهها می خواهم بستر سازی كنم و اگر دچار مشكل شدم با همدلی اینها مشكل را حل كنم، مبنا را بر تفرقه می گذارید. با این شعار وارد می شوید كه می خواهیم شاه نشین ها را بگذاریم كنار و هیچ وقت نمی گوییم این شاه نشین ها چه كسانی هستند اما شاه نشین های جدید را كنار خودتان به وجود می آورید. یك عده می كشید سمت خودتان یك عده را دور می كنید و مبنا را می گذارید بر تفرقه تا من را با فلان فیلمساز روبروی هم قرار بدهید.  مبنایتان این است كه مدیریت به جای پدری كردن و برنامه ریزی برای سینمایی كه از بند ناف به دولت وصل است بیاید در سطح یك طرف دعوا روبروی ما قرار بگیرد، صنف سازی كند و خانه سینما منحل می كند. طبیعی است در چنین شرایطی وقتی امسال دچار این مشكلات می شویم، پاسخی نداریم بدهیم . وقتی پاسخ ، طرح، سیاست و برنامه ای برای مدیریت سینما نداشتید چرا حوزه هنری وارد نشود؟ چرا كمیسیون فرهنگی مجلس وارد نشود بگوید فیلمنامه تان را بدهید بخوانم؟ چرا فردا شهرداری نگوید فیلمنامه تان را بدهید بخوانم؟ این منازعات در گذشته هم بوده اما هر وقت ما با مدیریت های منسجم، با برنامه  و دیدگاه روشن روبرو بودیم هیچ كس دخالت نكرده و وارد این عرصه نشده. هر وقت شما می لنگید همه صاحب عزای ما می شوند. ما شدیم قشر ضعیف كه همه نگرانند ما منحرف نشویم و همه دست ما را بگیرند تا تاتی تاتی به سر منزل مقصود برسانند. وقتی شما پروژه ای را آگاهانه علم می كنید كه بحران ایجاد بشود و ذهن از جای دیگر منحرف شود و با آن پروژه پای مجلس و ریاست جمهوری می آید وسط و یواش یواش كار به نهاد رهبری و همه جا می كشد آن وقت من چطور می توانم فردا به كمیسیون فرهنگی بگویم در سطح كلان راجع به سینما صحبت كند؟ كمیسیون فرهنگی شانش بالاتر از این است كه فیلمنامه من را بخواند. دیگر پای كمیسیون فرهنگی و حوزه و .. وارد شده و مصداقی هم وارد شدند. دیگر نمی توانیم بنشینیم و راه حلی برای بحران پیدا كنیم. همه داریم ذكر مصیبت می كنیم. ما همه داریم به همدیگر حمله می كنیم. یك عده در هواداری حوزه و یك عده علیه حوزه . در شرایطی كه برای حل این بحران ها به همدلی نیاز داریم در پراكندگی مطلق هستیم و كاری نمی توانیم بكنیم . مسئولین هم سكوت كردند و دست تسلیمشان را بالا بردند و مدام به این بحران سازی ادامه می دهند. در شرایط اكران فعلی كسی فكر می كرد فیلم اقای جیرانی_ كه امروز به شخصه به شدت خوشحالم كه حركت انصار حزب الله بزرگترین تبلیغ برایش شد_ این رقم را بفروشد؟ من اصلا فكر نمی كردم فیلم بغض اقای درمیشیان یا فیلم آقای شایسته آن فروش را داشته باشد. دوستان انصار حزب الله می آیند جلوی ارشاد شعار می دهند عده ای هم می آیند در مقابل شعار می دهند. بدترین توهینها به آقای جیرانی می شود آن وقت مسئولین یواشكی پرده را زدند كنار دارند نگاه می كنند. خیلی غم انگیز است. مسئول سینمایی پروانه نمایش داده و باید پاسخگو باشد. نباید من سینماگر را مقابل حوزه قرار بدهد. حوزه هنری در سینما سالها كار كرده كار خوب داشته كار بد داشته، سایست غلط داشته سیاست درست داشته. وزارت ارشاد باید در مقابل پروانه نمایشش در مقابل هر تعرضی دفاع كند. شما سكوت می كنی. اقای سجادپور مصاحبه می كند می گوید حوزه هنری خیلی كار خوبی می كند. آن وقت مای اهالی سینما را می خواهید روبروی حوزه قرار بدهید؟ كه بگوییم با حوزه كار نمی كنیم كه حوزه را بزنیم زمین؟ خب شما بزنیدش زمین. به نظرم انحلال خانه سینما یكی از بزرگترین ضربات را زد تا ما در این بحران نتوانیم عكس العمل مناسب داشته باشیم و متاسفانه رشته كار از دست همه در رفته و اگر روزی هم بخواهیم متحد بشویم باز هم بمبی می اندازند كه اختلاف بیندازند.
ناصر هاشم زاده: برخی حتی اگر می گویند به مشروعیت سینما قایلند اما و اگرهایشان اینقدر زیاد است كه این مشروعیت محقق نمی شود.

من احساس می كنم محل نزاع را فراموش كردیم. تا وقتی محل دعوا مشخص نشود منازعات كلامی ما مدام اوج می گیرد و به نتیجه نمی رسد.  وقتی از بحران در سینما صحبت می كنیم مسلما باید دلسوز سینما باشیم. فیلم اخلاقی است یا اخلاقی نیست. فیلم بد است یا بد نیست. فیلم ایا زندگی سنتی ما را نشان می دهد یا زندگی مدرن غربی منازعاتی است كه می تواند باشد اما فرع بر موضوع اصلی است. بحران هست. سینما ضعیف شده و مریض هست و به كمك احتیاج دارد. به نظرم دلسوزی در بین ما چندان نظم و نسقی ندارد. اگر از مدیریت ها انتقاد كنیم به نحوی شلاق می خوریم و بی كار می شویم. اگر از اهل سینما انتقاد كنیم باز به شكلی سانسور و بی كار می شویم.

بحران اقتصادری روی سینما تاثیر گذاشته. یعنی اقتصاد سینما به دلیل رانت خواری هایی كه در هر دوره ایی بوده دچار مشكلاتی شده. یك عده چاق تر شدند یك عده لاغر. آنهایی كه لاغر بودند همیشه به چاق ها حمله كردند. بسیاری از اهل تولید و تهیه رسیده اند به اینكه سود در تولید است. در نتیجه فیلم های زیادی ساخته می شود كه اصلا نمایش داده نمی شود و . پولهایی كه عده خاصی در دفاترشان می توانند جذب كنند . همینها بحران ایجاد می كند.
این بحران باید مدیریت شود. كارهای خوبی هم در سینما ساخته شده اما ظلم شده و فساد اقتصادی هم ایجاد شده. فساد اقتصادی هم می تواند موجب هر فساد دیگری بشود. تمام مشكلات سینما از نبود فیلمنامه نویس و كارگردان خوب تا نبود تهیه كنندگان كاربلد موجبات یك بحران را فراهم می كند. مدیریت ها هم ناتوان و نا بلدند و توانایی اداره حوزه مدیریتی شان را ندارند. این مدیریت در كنار سو استفاده هایی كه در جاهای دیگر می شود منجر به مشكلات بعدی می شود.
بحران دیگر در سینمای ما بحران فكری و فرهنگی است. برخی حتی اگر می گویند به مشروعیت سینما قایلند اما و اگرهایشان اینقدر زیاد است كه این مشروعیت محقق نمی شود. تمدن اسلامی نشان داد كه می تواند پشتیبان مهمی برای اغلب هنرها باشد. این مسئله را ما در دوارن خودمان هم داریم. مشروعیت سینما به این نیست كه فلان فیلمساز در برنامه تلویزیونی می گوید در تمام فیلم های من یك تار مو پیدا نمی كنید. همین اقا بدترین فیلم های سینما را می سازد. اگر مشروعیت به این مسایل باشد ظاهرسازان بودجه ها را می ربایند و فیلم های بیشتری می سازند و كسانی كه توانایی های بیشتری دارند عقب می مانند چون در این مسابقه شركت نمی كنند.
كسی كه ناتوان است و در مسئولیتی می ایستد برای جبران ناتوانی هایش باید به عده ای باج خوار باج بدهد. این باج در هر دوره ای به یك عده داده می شود. این برای فرهنگ مملكت بحران ایجاد می كند. نه برای من و شما وشخص سینماگر. ما همه به نوعی در هر دوره ای می خوریم! بحران فرهنگی در سینما و جامعه ادامه دارد. سینمایی كه باید پاسخ نیازهای جامعه را می داد، امروز پاسخ جیب عده ای را می دهد. 90 فیلم برای جشنواره آماده كردید چندتایش قابل دیدن و نمایش است؟ در این بحث ها كسی مسئول نیست. همیشه این بحث ها مخفی می ماند. دعوا را بین هواداران استقلال و پرسپولیس راه می اندازند. دعوا جای دیگر است.