یادداشت‌ها

۱۳۹۵/۱۰/۰۴ | Sent in: یادداشت‌ها

سینما و نشانه های بحران اجتماعی

فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی در کنار وظایف ذاتی خود یعنی داستانگویی و ایجاد سرگرمی برای طیف های گسترده مخاطبان، آینه ای از وضعیت اجتماعی دوران خود نیز هستند. صحنه هایی از زندگی اجتماعی (ولو به شکل اغراق شده) در هر حال به تصاویر آثار راه می یابند و گواهی از کمبودها، چالش ها، مزایا و ناشکیبایی ها می شوند. با نگاهی به فیلم های سینمایی و سریال های این سال ها، یک پژوهشگر اجتماعی می تواند نشانه های بحران های بزرگی در جامعه ایران را شاهد باشد. فروپاشی آرمان ها، فروریختگی مرزهای اخلاق فردی و اجتماعی، بحران های زناشویی و خانوادگی، تضاد و از هم گسیختگی نسل ها، رودررویی جغرافیای فقر...
Read More
۱۳۹۵/۰۹/۰۲ | Sent in: یادداشت‌ها

ظرفیت های بالای یک سینمای مظلوم

با وجود همه ی تنگناهای مالی و نبود و کمبود پشتیبانی های معنوی و ابزاری و لجستیکی، سینمای معاصر ایران در طی این سالهای رفته، ظرفیت های بالای خود را در برخی از آثارش نشان داده است. علیرغم بدگویی های منکران سینما و متکدیان شعار، سینماگران اصیل ایرانی نشان داده اند که بدون برخورداری از امکانات مالی گسترده و تنها با مدد از شور و شوق و اشتیاق و به امید یافتن روزنه هایی برای تنفس در هوای اندیشه و هنر، قادرند آثاری با کیفیات مناسب تولید کنند و مورد استقبال مخاطبان ایرانی و جهانی قرار گیرند. کمبودهای ما در زمینه تولید آثار برجسته هویداست اما نباید پتانسیل هایمان را در حوزه سینما انکار کنیم. اگر افق مناسبی برای...
Read More
۱۳۹۵/۰۹/۰۱ | Sent in: یادداشت‌ها

در فضیلت باسـوادی!

چه کیفی دارد وقتی با کسی حرف بزنید یا پای بحثاش بنشینید یا اثرش را ببینید و بخوانید و بشنوید که با سواد است، نه اینکه فقط از مراکز ریز و درشت مدرک (آن هم قالیچهای، سفارشی) دریافت کرده، که بماند. باسوادی معیارش فقط خواندن و نوشتن نیست یا داشتن فلان مدرک. باسواد کسی است که مطالعات عمیقی در همه حوزهها دارد، موسیقی میفهمد، فیلم میبیند، به تئاتر میرود، سیاحت دنیا میکند، با آثار هنری مختلف آشناست، با مردمان سلوک دارد، درک از زمانه را با ابزار زمان همراه میکند. روزنامه و مجله میخواند و خلاصه اینکه در جریان فهم از هستی است. فیلمسازی که از دنیای سینما تنها ژست پشت دوربیناش را بلد است، بازیگری که شناختاش از بازیگری...
Read More
۱۳۹۵/۰۸/۲۶ | Sent in: یادداشت‌ها

کشتی به گـِل نشسته ی تلویزیون

گمان نمی کنم در طی سه دهه گذشته، هیچگاه تلویزیون ایران این چنین در عرضه برنامه سازی نمایشی و غیرنمایشی دست اش خالی و ادعایش فربه بوده باشد. نگاهی به برنامه های تلویزیونی (در همهی حوزه های فکری) و مجموعه های تلویزیونی یکسال گذشته این فقر معنایی و ساختاری را هویدا میکند. اگر نبود یکی دو برنامه ترکیبی مفرح (که البته در کیفیات آنها هم حرف و سخن بسیار است) و یکی دو تلاش هنرمندانه در حوزه سریال سازی (که در مقایسه با آثار خوب قدیمی پای آنها هم میلنگد) دست صداوسیما در پیشگاه مخاطبان خالی است. در گفتمانهای اجتماعی مردم (که این روزها به مدد رسانه های جدید ارتباطی گسترده شده) آثار تلویزیونی ما اصلا حضور ندارند. افت...
Read More
۱۳۹۵/۰۸/۲۶ | Sent in: یادداشت‌ها

کپی‌برداری جشنواره فیلم کوتاه تهران از روی «نشان عباس کیارستمی» جشن حافظ!

حداقل کمی به سلول های خاکستری مغزتان فشار میاوردید یک عنوان دیگری اختراع می فرمودید.حالا بگذریم که جایزه فیلم کوتاه به فرهادی که خودش از فیلمسازان شناخته شده جهانی است معنی ندارد انهم در جشن فیلم کوتاه و بگذریم از خاله بازی در اهدای جوایز به رفقایتان و فرزندانشان که بحث اش جداست و برخی مسایل دیگر که داستانش طولانی است…
Read More
۱۳۹۵/۰۸/۲۵ | Sent in: یادداشت‌ها

تعـویض بی تغییـر

سالهاست که در حوزه ی سینما و فرهنگ تغییرات مدیریتی در مراکز مختلف و نهادها و وزارتخانه ها (شکر خدا در حوزه فرهنگ متولیان کم نیستند!) صورت می گیرد. در هنگامه تغییر دولتها، در میانه کار دولتها، بر اثر فشار یا سفارش، برای امتحان خلایق، برای تنبیه افراد و… اما آنچه تفاوتی نمیکند، سیاستهاست و رهیافتها. یک دسته افراد همیشه هستند، گاهی اوقات پشت صحنهاند، برخی اوقات در صف نخست. آن دستهای هم که به شکل حیدری نعمتی تعویض میشوند گاه از ترس حریف شبیه او میشوند، گاه از لجاجت مقابل روی ایشان قرار میگیرند. هر دسته و گروهی هم که میآیند (و اغلب تنها جا عوض میکنند) یک تعداد دوست دارند و گروهی را دشمن میخوانند. هیچکس به فکر...
Read More
۱۳۹۵/۰۷/۲۵ | Sent in: یادداشت‌ها

زنده در دل جمع: 100شخصیت فراموش نشدنی تاریخ سینما و تلویزیون ایران

شبیه به آدمهای خانواده یا دوستان نزدیک ما هستند. اسمشان، کلامشان، رفتارشان و سیمایشان در خاطره جمعی مخاطبان نقش بسته است آنها را میشناسیم، با آنها زندگی کردهایم، از دیدن مجددشان یاد خاطراتمان میافتیم، یاد دورانی که آنها را دیدیم، یاد زمانی که با آنها گذراندیم، آنها از امروز و دیروزند، برخی از تاریخ سر برآوردهاند، برخی به حیات معاصر ما نزدیکاند. هر چه هستند و هر که هستند توانایی ورود به خاطرات ذهن ما را پیدا کردهاند. در گذر از بیش از صد سال تاریخ سینما و نزدیک به پنجاه سال تلویزیون و رسانههای خانگی ایران، از میان هزاران فیلم و سریال داستانی، این صد شخصیت جای ویژهای پیدا کردهاند، جایی برای زندگی در دل...
Read More
۱۳۹۵/۰۵/۲۶ | Sent in: یادداشت‌ها

در مسیر روشن جشن حافظ: از دیروز تا امروز

از 1376 تا 1395 نوزده سال گذشته اما جشن دنیای تصویر که تندیس اش به نام و یاد هنرمند اصیل و یگانه ی ایران، خواجه حافظ شیراز، بنیان نهاده شده و همچون برخی جوایز نام حیوانات بر آن نیست (از قبیل خرس و شیر و بز بالدار و دیگر موجودات بال دار و دم دار و سُم دار) امسال شانزده ساله شد، بگذریم از دو سالی که باد خشک و غبار ریز گرد زمانه نگذاشت چشم در چشم و دوش به دوش هم باشیم و همراه هم غزل خوان دفتر هنر شویم چه باک که در طریقت، رنجش خاطر خطاست. اکنون پس از برگزاری شانزدهمین جشن خرسندیم که آنچه بر تاریخ این جشن رفته، حکایت غرورآفرینی است که شاهدانش فهرست هنرمندان برگزیده ی این جشن هستند. از آنان که روی در نقاب خاک...
Read More
۱۳۹۵/۰۳/۲۴ | Sent in: یادداشت‌ها

پُل را ببـَربالا، رودخانه را نیار پایین!

:رویارویی با چند گرفتاری خودمانی رفتارهای اجتماعی و رویکردهای عمومی فرهنگی ما در ایران معاصر (آن هم در این عصر اظهارنظرهای دم به دقیقه ای و لحظه ای و شبکه ای) به ویژه در میان قشر هنرمند و هنردوست، معضلات و گرفتاری های متعددی را نمایان ساخته است. نقد این عملکردها و رفتارها و اشراف بر آنها می تواند فرهنگ ارتباطی ما را بهبود ببخشد و اصرار بر آنها می تواند سنگ قبری بر اخلاقیات فرهنگی ما شود. و اما نمونه هایی از این گرفتاری ها که لازم نمی بینم مصداق هایش را بگویم، لازم است واقعاً! پیش داوری عجولانه عادت کرده ایم قبل از به دست آوردن اطلاعات کامل و تحقیق و مطالعه به سرعت قضاوت کنیم. راجع به همه چیز و...
Read More
۱۳۹۵/۰۳/۱۶ | Sent in: یادداشت‌ها

ظرفیت های خاموش تالارهای خالی

به هر شهر و شهرستانی در ایران بروید، نهادهای مختلف از وزارتخانه ها بگیر تا شهرداری ها و هلال احمر و… تعداد زیادی تالارهای مختلف دارند که به اشکال مختلف در حال خاک خوردن است و تنها در طول سال برای چند «سمی ناهار» و «همی شام» از آنها استفاده می شود. اگر نهادهای دولتی و عمومی سرشماری از این تعداد سالن بیکار و بیعار خود انجام دهند احتمالاً حداقل به صورت موقت سینما و تئاتر ما بی نیاز از ساخت تالارهای جدید خواهد بود. دوستان مسئول در دولت و شهرداری ها و نهادهای عمومی دیگر، آستین بالا بزنید و این تالارها را به صاحبان اصلی آن یعنی مردم بازگردانید تا هم خود بهره مند شوید و هم مکان های عرضه فرهنگ گسترش...
Read More