یادداشت‌ها

۱۳۹۵/۰۳/۱۲ | Sent in: یادداشت‌ها

سینماسازی یا استفاده از پیه و دنبه!

چند سالی است که باب شده حضرات در کنار ساخت مجتمع های عظیم تجاری و مراکز خرید به جهت استفاده از برخی تسهیلات یکی دو سالن نمایش هم در آنها تعبیه می کنند که بگویند ما به فرهنگ هم رسیده ایم! در اینکه امروز در همه نقاط جهان ساخت مولتی پلکس های سینمایی در درون مراکز بزرگ خرید یک ضرورت حتی اقتصادی است تردیدی نیست (که یکی دو نمونه موفق اش مثل کوروش در ایران ما هم هست) اما اینکه در بسیاری از شهرهای ما برخی با سودجویی و فرصت طلبی روغن چراغ ریخته ای را وقف امامزاده کرده اند و یکی دو سالن محقر را بدون هیچ مدیریت و برنامه ریزی به عنوان سالن سینما قالب کرده اند تا در میان بوی سیب زمینی سرخ کرده و دکه های فروش...
Read More
۱۳۹۵/۰۳/۱۰ | Sent in: یادداشت‌ها

پس شما چه می کنید؟

دستگاه عریض و طویل صداوسیما، با انبوه ساختمان ها و مراکز در تهران و شهرستان ها و تعداد زیادی کارمند و برنامه ساز و انبوهی از اتاق های فکر و مشاوران پرتعداد و هسته های برنامه نویسی و برنامه سازی، خروجی مردمی اش شده دو سه برنامه ی چهره محور شبکه نسیم که به گفته آمار توانسته اند بخش بزرگی از مخاطبان را به تماشای تلویزیون ترغیب کنند. خب، اگر از این دو سه برنامه و یکی دو سریال و پخش زنده فوتبال که بگذریم، می شود دوستان بفرمایند الباقی این تشکیلات عظیم چه می کنند و خروجی رسانه ای شان چیست؟ اگر مهران مدیری و رامبد جوان و سیروس مقدم و… نبودند، تکلیف مردم چه بود؟ از دنیای تصویر 262
Read More
۱۳۹۵/۰۲/۲۰ | Sent in: یادداشت‌ها

سینمای مقتدر، سینمای مفلوک

استقبال غیرمنتظره مردم از سینمای ایران در ابتدای سال 1395، فارغ از دلایل این رویکرد گسترده که باید کالبدشکافی شود و قطعاً تنها به کیفیت فیلم ها مربوط نیست، بیش از هر چیز این نکته را اثبات می کند که سینمای ایران زمانی احساس اقتدار خواهد کرد که در دو بُعد توفیق یابد: نخست استقبال گسترده جامعه از سینما که طبیعتاً به گشایش اقتصادی در حوزه ی فیلمسازی و ساخت تالار منجر می شود و دوم گسترش ضریب نفوذ سخن سینما در حوزه نخبگان و تأثیرگذاری آن بر تصمیم گیری ها و حرکت های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی. نیک می دانیم که در مقاطع زمانی کوتاهی در طی سه دهه گذشته سینمای ایران در این دو بُعد به موفقیت های قابل توجه رسیده...
Read More
۱۳۹۵/۰۱/۱۷ | Sent in: یادداشت‌ها

بالا، بالا و بالاتر! ابرقهرمانان، نیاز مشترک سینما و مخاطب

برشت زمانی در نمایش گالیله در پاسخ به دستیار گالیله که می گوید بدبخت ملتی که قهرمان ندارد از زبان گالیله می نویسد بدبخت مردمی که به قهرمان نیاز دارند اما کیست که به ضرروت عقلی حضور الگوهای قهرمانی و پهلوانی و دلیری و خردمندی در زندگی انسان اجتماعی باور نداشته باشد. حضور قدرتمند قهرمانان در اسطوره ها و افسانه های جهانی و تأثیر شگرف آنها در پرتوافکنی به توانایی های لایزال بشر، قرن هاست که تبدیل به محرکی برای تهییج انسان ها در گوشه و کنار کره  خاکی برای تغییر در زندگی روزمره و دستیابی به موقعیت های آرمانی شده است. سینما به عنوان مهم ترین، تأثیرگذارترین و پرنفوذترین شیوه بیان هنری عصر حاضر از...
Read More
۱۳۹۵/۰۱/۱۴ | Sent in: یادداشت‌ها

فقدان استراتژی، فراوانی تاکتیک

سینمای ایران در بُعد مدیریت کلان فرهنگی، پس از گذشت سه دهه از تولد دوباره اش پس از انقلاب اسلامی (اگر سال های ابتدای انقلاب را به حساب نیاوریم) هنوز و همچنان گرفتار فقدان استراتژی است. افق صنعتی، هنری، رسانه ای و اجتماعی این صنعت/هنر عظیم همچنان در ایران ناروشن و بدون تعریف است. علیرغم موفقیت های مثال زدنی سینماگران ایرانی در طی این سه دهه و موفقیت جهانی این سینما که بیشتر از پتانسیل های خلاقانه فردی حاصل شده، نه از مدیریت و برنامه ریزی، متأسفانه دستگاه های مسئول و برنامه ریزان کلان کشور همچنان تصورشان از سینما یک موجود زینت المجالس است که فقط حواشی اش مورد توجه قرار می گیرد. از این رو هر دولت و هر مدیر...
Read More
۱۳۹۵/۰۱/۱۱ | Sent in: یادداشت‌ها

در آستانه بهار نو با امیدهای تازه

آدمیزاد به امید زنده است. این را قدیمی ها می گفتند. سالی که گذشت، سال پرهیاهویی بود. پر از وقایع تلخ و شیرین برای همه ی ما. برای بعضی ها سال شیرینی بود و برای برخی سالی تلخ. اما گذشت. لب تنور گذشت و شب سمور گذشت، این قانون هستی است. پرسش اصیل اما هنوز باقی ست. نقش هر یک از ما و شما و در نهایت جامعه ی ایرانی در وقایعی که بر ما می گذرد چیست؟ مسئولیت های فردی و گروهی و اجتماعی ما تا چه میزان بر خوشی و ناخوشی حال و احوال سالیان زندگی ما تأثیر دارد؟ به چه میزان کار را باید به سرنوشت و تقدیر ازلی و ابدی سپرد؟ آیا حاکمیت نسبی ما بر سرنوشت مان انکارشدنی است؟ آیا صداقت، نیک اندیشی، حق طلبی و حق خواهی، ایمان به هستی بخش،...
Read More
۱۳۹۴/۱۲/۲۵ | Sent in: یادداشت‌ها

سه اثر، سه مکالمه با مردم

در سال 94، سه اثر در سه حوزه، سینما، شبکه نمایش خانگی و تئاتر، به بالاترین میزان موفقیت در جلب نظر مخاطبان ایرانی دست یافته و محبوب ترین شدند. فیلم نهنگ عنبر، سریال شهرزاد و نمایش خاطرات و کابوس های یک جامه دار از زندگی و قتل میرزا تقی خان فراهانی. این موفقیت در برقراری ارتباط با مردم در زمانه ای اتفاق افتاده که متأسفانه اغلب آثار سینمایی و نمایشی ما از جذب حداقل یک درصد جامعه مخاطبان (هشتاد و چند میلیون ایرانی) بی بهره اند. نکته ی مهم در مسیر پذیرفته شدن این سه اثر از سوی مخاطبان، این ویژگی است که هیچ یک از این آثار، برای بهره بردن از جلب توجه مخاطبان، در مسیر ابتذال یا ساده انگاری و عوام زدگی پا نگذاشته...
Read More
۱۳۹۴/۱۱/۱۸ | Sent in: یادداشت‌ها

مناجات جشنواره ای

  پروردگارا در این ایام به همه ما توفیق بده تا خود باشیم نه دیگری! بارالها، سینماگران مستعد و اندیشمند و مستقل ما را نیرو ببخش تا گردونه این سینمای همیشه بحرانی را همچنان بچرخانند. خداوندا، مهر و محبت مردم ایران و دغدغه هایشان را به دل اهل فرهنگ و هنر ما راه بده تا برای آنان حرف بزنند، بنویسند، بسرایند، فیلم بسازند، تئاتر روی صحنه ببرند تا آنها را شاد کنند، نیرو ببخشند، عاشق سازند، آگاهی افزون کنند و ایمان بیافزایند. جهان بخشا، خودخواهی و نفاق و ریا و ناآگاهی را از اهل فرهنگ و هنر ما دور بدار، گمراهی اهل نظر خطر بزرگ تری از گمراهی عوام الناس است. رحیما، در جان و عقل داوران و کارشناسان و اهل نقد و...
Read More
۱۳۹۴/۱۱/۱۷ | Sent in: یادداشت‌ها

جشنواره ای که می آید و سینمایی که می ماند

 سی وچهارمین جشنواره ی فیلم فجر آغاز شده است؛ جشنواره ای که بخش بزرگی از محصولات سالانه ی سینمای ایران در این روزها در آن به نمایش درمی آید و مطابق معمول در پایان از میان آثار به نمایش درآمده در آن، چند فیلم خوب، تعدادی فیلم متوسط و مقادیری آثار ضعیف یا بی هدف شناسایی می شود. تعدادی فیلم جایزه می گیرند، گروهی مغضوب می شوند، عده ای بالا می روند، گروهی پایین می آیند، عده ای سوگلی مطبوعات می شوند، تعدادی نادیده انگاشته می شوند و… اما یادمان باشد آنچه اهمیت دارد سینمای ایران و موقعیت اجتماعی و اقتصادی و هنری آن است. حیات سینما در گرو رابطه سالم با تماشاگران و میزان رضایتمندی آنهاست....
Read More
۱۳۹۴/۱۱/۱۳ | Sent in: یادداشت‌ها

در آستانه 24

در آستانه 24 بهمن ماه که می آید، برای ما و شما خوانندگان دنیای تصویر یادآور سال 1371 است و نخستین شماره مجله با تصویری از فرامرز قریبیان در ردپای گرگ کیمیایی. و حالا 1394 است. در آستانه ی بیست وچهار سالگی و در گذر از بیست و سه سال عمر دنیای تصویر (که یک سال ونیمِ آن به عزلت و مدارا و صبر در فراق گذشت)، حتی سن مان را گم کرده ایم اما هنوز شور و شوق ما و همکاران صدیق دنیای تصویر از اعضاء دفتر و تحریریه تا چاپخانه و لیتوگرافی و توزیع، همان است که بود. تجربه اضافه شده اما شوق کسب آگاهی و انتقال آن، همچنان باقی است. تا زمانی که این شور در ما بماند و کار انتشار مجله به یک شغل تبدیل نشود، دنیای تصویر ادامه خواهد یافت....
Read More